تحولات منطقه

‏ بر خلاف سنجه‌های مادی غرب، منطق دینی، قدرت حقیقی را در ایمانی راسخ، تمسک به اهل‌بیت (ع) و شجاعت در اقامه حق می‌داند؛ هویتی توحیدی که با ایثار مردمی و تکیه بر سنت‌های الهی، شکست‌ناپذیری جامعه اسلامی را می‌سازد.

محاسبات الهی؛ منطق قرآنی قدرت اول جهانی
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

تحلیل‌گران غربی دهه‌هاست قدرت ملی را با معیارهایی مانند تولید ناخالص داخلی، تعداد ناوهای هواپیمابر، کلاهک هسته‌ای و حجم صادرات نفت می‌سنجند. بر اساس این شاخص‌ها، ایران در بهترین حالت در رتبه‌های میانی جداول جهانی قرار می‌گیرد. اما پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس، دستگاه محاسباتی متفاوتی را پیش می‌کشد که در آن، مؤلفه‌های هویتی، اجتماعی و راهبردی جایگزین اعداد و ارقام می‌شوند. ایشان تصریح کردند: «برخی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند، ولی محاسبات الهی، کشوری را که خود را متعلق به عترت طاهره می‌داند و برای اقامه حق هراسی ندارد، قدرت اول جهان می‌داند». این ادعا نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه چارچوبی تحلیلی است که مؤلفه‌های آن را می‌توان در شش محور شناسایی کرد.

محاسبات الهی؛ منطق قرآنی قدرت اول جهانی

محور نخست: هویت به‌عنوان زیربنای قدرت

در این چارچوب، نقطه شروع قدرت نه زرادخانه نظامی، بلکه هویت مشترکی است که جامعه را در لحظه بحران به میدان می‌آورد. رهبر انقلاب در همین پیام، حضور مردمی در خیابان‌ها و میدان‌ها را یک «مؤلفه قدرت» معرفی کردند که به گفته ایشان دشمن را به هراس انداخته و پشتوانه رزمندگان شده است. تحلیل‌گران نیز تأکید می‌کنند که مقاومت ایران نه در مشخصات سامانه‌های پدافندی، بلکه در «جامعه‌شناسی درونی جامعه ایران» ریشه دارد؛ ساختاری از بسیج مردمی که از پایین به بالا عمل می‌کند، نه از بالا به پایین. این یعنی قدرت، پیش از آنکه در سخت‌افزار نظامی متجلی شود، در بافت اجتماعی شکل می‌گیرد.

محور دوم: نترسیدن از هزینه اقامه حق

تفاوت راهبردی اینجاست: ممکن است کشوری تجهیزات بیشتری داشته باشد، اما اگر با تهدید و فشار، محاسباتش تغییر کند، آن تجهیزات الزاماً به قدرت سیاسی تبدیل نمی‌شود. رهبر انقلاب در پیام خود، «هراسی نداشتن برای اقامه حق» را یکی از دو مؤلفه اصلی قدرت اول جهان دانستند. در عمل، این نترسیدن به توانایی «خنثی‌سازی» برتری مادی حریف ترجمه می‌شود؛ یعنی جلوگیری از تبدیل برتری نظامی آمریکا به نتایج عملیاتی. ایران نه‌تنها شکست نخورده، بلکه «تثبیت موقعیت راهبردی در برابر بازیگرانی با وزن مادی بیشتر، بدون از دست دادن انسجام داخلی» را به نمایش گذاشته است.

محور سوم: ققنوس‌وار بزرگ‌شدن در جنگ

استعاره «ققنوس» در پیام رهبر انقلاب، تصویری دقیق از منطق مقاومت ارائه می‌دهد: نظام اسلامی در دهه اول انقلاب با تحمیل جنگ مواجه شد، اما «برومندتر و قوی‌تر از قبل، با صدایی رساتر و پروازی بلندتر ققنوس‌وار برخاست». این الگو در حوادث بعدی نیز تکرار شد و «آن ققنوس در اثر فشارهای دشمن و به‌خصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده است که سایه پروازش بر سرزمین‌های دشمن هم افتاده است». این نه یک ادعای احساسی، بلکه توصیف یک الگوی تجربی است: فشار خارجی، به جای تضعیف، به بازتولید و تقویت ساختار قدرت منجر شده است.

محور چهارم: جغرافیای راهبردی به‌عنوان اهرم

اشاره پیام به تنگه هرمز و «ضربات دردآور» به دشمن، اتفاقی نیست. تنگه هرمز مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت خام جهان است و ایران آن را به «اهرم فشار راهبردی» تبدیل کرده که موازنه قدرت در خلیج فارس را تغییر داده است. رسانه‌های غربی نیز اذعان کرده‌اند که کنترل هرمز، نه فقط یک مزیت ژئوپلیتیک، بلکه «قابل‌رؤیت‌ترین شاخص» تغییر موازنه قدرت به نفع ایران شده است. این یعنی جغرافیا، وقتی با اراده راهبردی ترکیب شود، به مؤلفه‌ای از قدرت ملی تبدیل می‌شود که با هیچ جدول رتبه‌بندی متعارفی قابل اندازه‌گیری نیست.

محور پنجم: عقبه اجتماعی قدرت نظامی

یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های پیام، پیوند میان مردم و نیروهای مسلح است. اگر نیروی نظامی پشتوانه اجتماعی نداشته باشد، قدرتش صرفاً سخت‌افزاری است. اما در ایران، «حداقل ۱۰ میلیون بسیجی آموزش‌دیده» در ساختاری توزیع‌شده و موزاییکی، به جای تمرکز در یک نقطه، دفاع را در سراسر کشور پخش کرده‌اند. این یعنی حتی هدف قرار دادن رهبران یا مراکز فرماندهی، به فروپاشی منجر نمی‌شود؛ ساختار قدرت از درون جامعه بازتولید می‌شود.

محور ششم: عمق منطقه‌ای فراتر از مرزها

پیام رهبر انقلاب با گرامیداشت شهید سیدحسن نصرالله به‌عنوان «امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهه مقاومت»، نشان می‌دهد که دامنه قدرت ایران را نمی‌توان با طول مرزهای رسمی سنجید. تحلیل‌گران نیز تأکید می‌کنند که شبکه مقاومت، دیگر یک «هم‌پیمانی سیاسی سست» نیست، بلکه به یک «سیستم جنگی فراملی» با تصمیم‌گیری متمرکز و آهنگ عملیاتی یکپارچه تبدیل شده است. توانایی ایران در به چالش کشیدن آمریکا و اسرائیل از مدیترانه تا اقیانوس هند، این عمق راهبردی را به مؤلفه‌ای دائمی از قدرت ملی تبدیل کرده است.

در این دستگاه محاسباتی، قدرت ایران نه با تعداد ناو و بمب اتم، بلکه با شش مؤلفه سنجیده می‌شود: هویت مشترک، مردم حاضر در میدان، نترسیدن از هزینه اقامه حق، توان عبور از فشار و جنگ، جغرافیای راهبردی، و عمق منطقه‌ای. این چارچوب توضیح می‌دهد که چرا با وجود تحریم‌های فلج‌کننده و بمباران مستقیم، نه‌تنها فروپاشی رخ نداده، بلکه ایران در برخی شاخص‌های کیفی قدرت، به بازیگری تبدیل شده که حریفان مجبور به محاسبه آن در معادلات خود هستند. همان‌طور که رهبر انقلاب تأکید کردند، «ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت».

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha